جمعه, مرداد 27, 1396
چقدر پول براي شما كافيست؟
کمينه

چقدر پول براي شما كافيست؟

 

آيا پول چيز بدي است يا خوب است؟

پول بسيار چيز خوبي است چون:

 

1 -  نيازهاي اوليه ما مثل خوراك، پوشاك، مسكن، وغيره را تامين مي كند. پس نه تنها خوب است بلكه به دست آوردن آن بسيار ضروري است.

 

2 -  الويت دوم بعد از نيازهاي اوليه نيازهاي ما به رشد و پيشرفت است مثل تحصيل و رشدعلمي، كسب هنرو مهارتهاي مختلف، تحقيق وتفحص كه همه نياز به پول دارد.

 

3 -  براي تفريح و سلامتي جسم و روح خود به پول نياز داريم. مثل هزينه هاي سفر، وسايل ورزشي، دارو وغيره.

 

4 -  براي گسترش، تعميق و تحكيم روابط انسانيمان به پول نياز داريم. مثل هديه دادن به آنها، هزينه كردن براي رفتن به ديدارشان و...

 

5 -  براي اينكه به ديگران كمك كنيم و آنها را از رشدانساني، علمي، اجتماعي، هنري، و جسمي بهرمند كنيم به پول نيز داريم.

 

6 -  و بالاخره داشتن پول مايه عزّت ومحبوبيت فرد مي شود وقدرت مانور فرد در زندگي رابالا مي برد.

 

در دين اسلام كسي كه هرروز براي كسب روزي حلال ازخانه بيرون ميرود ثوابي برابر با ثواب مجاهد در راه خدا و شهيد را به دست مي آورد. ولي همين پول كه آنقدر به دست آوردنش ضروري و حياتي وواجب است مي تواند مايه عصبيت ويا كسب آن ناشي از عصبيت باشد.

 

 

برتري طلبي و كسب پول

 

برتري طلب به شدت در تلاش پول است تا:

1  -  برتري خود را به ديگران ثابت كند. بايد دارد كه از همه پولدار تر باشد.

2  -  به ديگران تفاخر كند. نياز دارد كه مال ومنالش را به رخ ديگران بكشد.

 

 

 

3  -  بر ديگران پيروزي منتقمانه به دست آورد. آنها را به دليل كم پولي تحقير و تخفيف كند.

 

4  -  عطش سيري ناپذيرغرورهايش را اطفاء كند. باپولش هركه را ميخواهد اجير كند وهركاري مي خواهد بكند.                                                                                                            

5  -  نياز به محبوبيتش را اقناء كند.  پول براي بسياري اشخاص جذاب است و در اطراف آدمهاي پولدار افراد زيادي گرد مي آيند.

 

6  -  نياز به خواستني بودنش را اقناء كند.  بسياري به دليل عطش به داشتن پول عاشق آدمهاي پولدار ميشوند. و اگر آن فرد ناگهان بي پول شود عشق اين شخص هم پايان مي يابد.

 

7  -  غرور سخاوت و توانائي خود را اقناء كند. كم نيستند آدمهائي كه از هزار راه نامشروع پول در مي آورند و به بهانه هاي مختلف خرج مي دهند و بريز وبپاش مي كنند.

 

8  -  توقعات بي كران، بايدهاي عصبي، وزياده طلبي وسلطه جوئي هايش را اطفاء كند.

9  -  غرور استثنائي بودنش را اطفاء كند.

10-  ترس از فقررا از خود دور كند كه يكي از تابوهاي برتري طلب است.

11-  تخيلات آرزوئي و زياده طلبي هايش را اطفاء كند.

12-  اندوختن بيش از حد به او احساس امنيت و سروري ميدهد. تعداد صفرهاي حساب پس اندازش برايش شيرين تر و اطمينان بخش تر از احساس دوستي وعشق به نزديكان و دوستانش است.

13 – براي كسب مال حاضراست ديگران را پايمال و نابود كند.

  

مهرطلبي و كسب پول 

 

مهر طلب از اينكه با پول دار شدن شاخص شود وحشت دارد پس:

1 -  تابوي پول دار شدن دارد.

2 -  معمولاَ هيچ اندوخته وپس اندازي ندارد.

3 -  قناعت كردن برايش به معني گذشتن از نيازهاي اساسي اصيل و ضروري خودش است. آن هم براي كساني كه نياز اساسي به گذشت او ندارند.

4 -  برنامه ريزي براي پول دار شدن به نظرش عمل شاق و غيرمعقولي مي آيد.

5 -  حتي فرصتهائي را كه ديگران خالصانه و دوستانه در اختيارش مي گذارند ناديده گرفته وازدست ميدهد.

 

 

 

 

عزلت طلبي و كسب پول

 

عزلت طلب حتي اگر پول رادوست داشته باشد از تلاش كردن براي به دست آوردنش بيزاراست. پس:

1 -  احساس بي خيالي وبي نيازي و عدم اهميت به پول ومال و منال مي كند.

2 -  از زيركار شانه خالي مي كند و آن رابه درويش مسلكي ونداشتن حرص به جيفه دنيا تعبير وتفسير مي كند.

3 -  افتخار به فقر و گذشتن از مال دنيارا ناشي ازدرويش مسلكي ونداشتن چشمداشت وبخشندگي خود ميداند وبه آن تفاخر مي كند. در حاليكه عارف و درويش واقعي كارمي كند و به دست مي آورد واز دسترنجش مي بخشد و شعار نمي دهد وتفاخرهم نمي كند.

 

 

 

نقش پول در جوامع مختلف

 

در فرهنگ هاي مختلف نگرش هاي متفاوتي در بر خورد با پول وجود دارد.

 

-  به قول آقاي فدائي در جامعه آمريكائي براي هرچه بيشتر كار كردن و پول در آوردن تبليغ ميشود. چنانكه اريك فروم از اصطلاح : 

“Workaholics “

 يا معتادان به كاراستفاده ميكند. اكثر اين افراد به فاصله كمي از بازنشسته شدن دچار مرگ زودرس ميشوند. چون نمي دانند وقتي شغلي ندارند براي خود چكاروچگونه زندگي كنند.

 

در فرهنگ آمريكائي بورس بازي و بازار سهام مثل قماردر كازينوها است، كه به نوعي خارج نمودن بخار از درون ديگ واقعاْ پر عطش به پيروزي منتقمانه است.

در اين جامعه ارزش آدمها به پولي است كه در مي آورند.

 

-  در فرهنگ كشور ما در زمان قبل از انقلاب از يك طرف به دليل مهرطلبي و عزلت طلبي شايع درايران و از طرف ديگر به دليل آموزه هاي استعمارگرانه كه به آن  رنگ دين زده مي شد، كم خواهي با تشويق به كم كاري جابه جا مي شد.

 

- حتي طرفداران گروه هاي بي دين وحتي ضد دين از زير كار در ميرفتند به اين بهانه كه براي اين سيستم فاشيت نبايد كار كرد، ويا ما حرصي به جمع كردن مال و منال نداريم.

در حال حاضر مملكت ما حالت جبراني پيدا كرده و كم خواهي به زياده خواهي وتجّمل گرائي تغيير چهره داده در حاليكه كم كاري اگر بيشتر نشده باشد كم نشده است، وكم كار

 

 

 كردن و زياد پول در آوردن مثل كارهاي دلالي يك جور زرنگي و شهرت به حساب مي آيد و پركاري جايگزين كم كاري نشده.

 

 

اگر فردي به ناگاه پولدار شود چه ميشود؟

 

 

مهرطلب

1 -  اگر مهرطلبي اش كم باشد، شاكر ميشود و از آن هم مي بخشد و هم لذت مي برد.

 

2 -  اگرخيلي مهرطلب باشد آنقدر به اين و آن مي بخشد تا دوباره بي پول شود.

 

3 -  اگرخيلي خيلي مهرطلب باشد افسرده ميشود.

       مثال:

       همسريكي از همكارانم از اداره استعفا دادو با پدرش در بازار مشغول كار شد وآنچنان درآمدي پيداكرد كه وضع زندگيشان به قول معروف اين رو به آن روشد. بعد از يك دوره كوتاه كه اين خانم به مهماني و خريدو گشت وگذار گذراند، سپس به شدت دچار افسردگي شد.

4 -  به شدت تغيير فاز داده ودچار برتري طلبي، فخرفروشي و خودنمائي مي شود.

 

برتري طلب

1 -  اگر برتري طلبي اش كم باشد، خوشحال ميشود وبا تفاخرازآن  لذت مي برد.

2 -  اگر برتري طلبي اش بيشتر باشد  فكر مي كند تازه به حقش رسيده و متوقع تر ميشود.

3 -  اگر برتري طلبي اش خيلي بيشترباشد  فكر مي كند چون پول دار شده از همه باهوش تر، موفق تر، فهميده ترو زرنگتر است وديگران همه احمق، كودن و بي عرضه وبدبخت اند و آنها را تحقير و تخفيف مي كند.

 

عزلت طلب

1 -  اگر عزلت طلبي اش كم باشد، شاكر ميشود و از آن هم مي بخشد و هم لذت مي برد.

2 -  اگر عزلت طلبي اش بيشتر باشد:

      1 -  به فاز زندگي سطحي افتاده و با بوالهوسي وتفريحات سطحي زندگي مي گذراند.

      2 -  به فاز برتري طلبي افتاده و زندگي تفاخرآميزي رادر پيش مي گيرد.

      3 -  به فاز مهرطلبي افتاده و افسرده و پريشان ميشود.

 

 

 

 

 

خاصيت پول چيست

 

1 -  پول اگر فرمانده باشد ظالم است.

 

-  كسي كه پول فرمانده اش باشد، تمام عمر دنبال پول مي دود وبه جاي زندگي كردن، زندگي خود و حتي ديگران را فداي پول درآوردن مي كند.

-  پول درآوردنش حريصانه و كينه توزانه وبا مقايسه دائمي است.

-  از بي پول شدن به شدت احساس خفت و حقارت مي كند.

 

 

2 -  اگر فرمانبر باشد بسيار مهربان است.

 

كسي كه پول فرمانبردارش باشد، كار را براي اقناء نيازهاي اساسي واصيل خود و عزيزانش انتخاب مي كند. مثل نياز به مفيد بودن، خلاقيت، رشد و تعالي خود وديگران.

 

-   پول درآوردنش با علاقه وعاشقانه است ونه حريصانه واز روي بايد.

 

-   پولش را صرف نيازهاي اصيل و رشد و تعالي خود وديگران مي كند واز اين واجبات نزده و آنرا صرف تجمل وتفاخر نمي كند.

 

-  كاركردن برايش لذت بخش است. 

 

-  حتي اگر نياز به پول ندارد دست از كار كردن نمي كشد. ويا حتي ممكن است مجاني كار كند ولي كار مي كند.

 

-  هميشه از اينكه قدرت كار كردن دارد شاكر است.

 

-  اگر دچار كم پولي شود دچار احساس حقارت و خفت نشده، بلكه تلاشش را بيشتر مي كند.

-  اگرپول زياد به دست آوردشاكر شده و از آن براي ايجاد كار براي خود وديگران و بهبود زندگي خود وديگران بهره مي گيرد.

 

  
حريم شخصي كاربران  |  شرایط استفاده
پرورش نیروی انسانی