جمعه, مرداد 27, 1396
تابو -taboos
کمينه

تابو -taboos

 

     در واقع تابو يك ترس،بايد و نبايدي بسيار قوي و بزرگ است كه مثل گناه كبيره مجازات ارتكاب به آن مرگ و سقوط در دره حقارت و خفت است.

در واقع ديكتارهاي دروني ما همان تابوهايمان ا ست.

 

تعكيس تابو

 

    در بسياري از موارد شخص برتري طلب به دليل اينكه طاقت تحمل نقض تابو توسط خودش را ندارد آنرا تعكيس مثبت كرده و ديگرن را محكوم به اعدام،مرگ،خفت و حقارت مي كند.

و مهرطلب خود را محكوم به اعدام،مرگ،خفت و حقارت مي كند.

 

تابو هاي مهرطلبانه

 

1- تابوي لذت بردن از زندگي.

 

2- تابوي دروغ گفتن و استثمار ديگران. نه اينكه هيچوقت به كسي دروغ نميگويد و كسي رااستثمارنمي كند بلكه اين كار را آگاهانه  با برنامه ريزي انجام نمي دهد.

 

3- تابوي ديدن دروغگويي و استثمارگري ديگران.

 

4- تابوي لذت بردن از ساعت هاي تنهاي.

 

5- تابوي ظاهري فاخر داشتن ويا از نظر زيبايي هاي ظاهري بارز بودن. 

6- تابوي زندگي راحت و توام با گشايش داشتن و نياز عصبي به قانع بودن به كم.

 

7- تابوي فريب دادن ديگران ،نه اينكه هيچوقت كسي را فريب نمي دهد بلكه اين كار را آگاهانه  با برنامه ريزي انجام نمي دهد .

 

8- تابوي پيشرفت كه حاصلش پسرفت كردن و يا بي علاقه شدن نسبت به كاريست كه در آن پيشرفت مي كند.و حتي پيشرفت هاي واقعي خود را اتفاقي فرض مي كند.

 

9- تابوي گفتن نه بخاطر داشتن تابوي پرخاش.

 

10- تابوي تعيين اهداف بلند پروازانه  و مطابق با توانايي ها و استعدادها .اهدافش را پايين تر از استعدادهايش انتخاب مي كند و حاصل كارهايش را كمتر از آنچه هست مي بيند.

 

11- تابوي اشتياق.چون اشتياق داشتن به كاري براي خود به پيشرفت و سرزندگي كمك مي كند.پس مهر طلب نسبت به آن تابو پيدا مي كند.چون پيشرفت و سر زندگي به غرور هاي او زخم مي زند.اشتياق به روابط توام با مهر اصيل پايين است جون بايد توقع هاي عصبي خود را در ازاي مهري كه مي دهد كنار بگذارد.

 

12-تابوي استفاده كردن از ديگران.مثلا اگر رئيس باشد همه كارها را خودش انجام مي دهد و زير دستانش ول مي چرخند.اگر از ديگران كمك بخواهد بشدت احساس دين مي كند و فكر مي كند گستاخي كرده است.

 

13- تابوي اعتماد به نفس دارد.در مورد خود و توانايي هايش مشكوك است و دائم خود را انتقاد مي كند.((من نمي توانم))ورد زبان اوست. قسمتهاي مهم كار را انجام مي دهد ولي در تهيه طرح  كلي و عمومي و گزارش ناتوان است.همراه بالا سري خوب كار مي كندو به تنهاي از عهده كارهاي مهمي بر مي آيدولي وقتي بالاسري وجود ندارد فكرش و جسمش فلج مي شود.

 

مثال:

     زماني كه تحت نظر مربي شنا تمرين مي كردم وقتي مربي در        قسمت عميق دنبالم نيامد بدنم به حالت فلج درآمدوبه حالت      غرق شدن افتادم.

 

    حتي وقتي از محدوده تعريف شده توسط تابو هم عبور مي كند باز هم دارد از كارش ايراد مي گيرد.اگر بفهمد از محدوده تابو عبور كرده خود را تخريب ميكند.

مثال:

     اگر در مسابقه دو ببيند كه جلو افتاده يكمرتبه پايش پيچ مي خورد.

    

14- تابوي تملك.مهرطلب نسبت به پولي كه در مي آورد احساس تملك نمي كند.

15- تابوي احساس ثروتمندي.پولدار است ولي احساس فقر مي كند يا تظاهر به فقر مي كند.

 

16- تابوي هزينه كردن براي خود.در عين ثروتمندي براي خود خرج نمي كند.و به آن چهره فروتني مي دهد و محدوده خود را تنگ مي كند و عبور از اين تنگي برايش تابو است.

 

17-تابوي رسيدگي به خود.

اگر وزنش زياد است به جاي ورزش كردن سعي در رژيم غذايي گرفتن دارد.خودشناسي كردن به نظرش خودخواهي و خودخواه شدن مي آيد.تنهايي از موسقي،طبيعت،غذا،و مسافرت لذت نمي برد.اگر براي خودش بيشتر از محدوده اي كه تعريف كرده خرج كند دچار عناد،ترس و اضطراب مي شود.براي ديگران دست و دل باز است.براي خودش و پيشرفتش كتابي نمي خرد مگر براي خوش آمد ديگران.براي وسايل شخصي اش ارزش قائل نيست.براي خوش آيند ديگران لباس مي پوشد و به علائق خودش بي توجه است.

مثال:

     دوستي دارم كه براي خريد لباس ساعت ها وقت صرف مي كند ولي      به محض اينكه كسي ايرادي بگيرد ديگر آنرا نمي پوشد.

 

18- تابوي پرخاش.

خشم خود را ابراز نميكند و از ابرازش ابا دارد ولي اين خشم جمع شده و در يك موقعيت تبدبل به انفجار مي شود و اين خود مهر طلب را به شدت دچار عناد به خود ميكند.از برخورد و مرافعه وحشت دارد،انگار كه دست ودهانش را منگنه كرده باشند.از اينكه كسي با او عصباني شود وحشت دارد.خشم و بد رفتاري ديگران را مي بخشد و فراموش ميكند.

 

19-تابو دارد كه ناخشنودي اش رانسبت به شخصي ،ايده اي و يا هدفي ابراز دارد.در نتيجه انتقام جويي در او نهان است.حتي به صورت شوخي نمي تواند كنايه بزند.كلا هر چه خودخواهانه،پرخاشگرانه و جسورانه باشد براي او تابو است.مبارزه براي خود،دفاع از خود،دفاع از علائق شخصي خود،دفاع از آنچه رشدش در گرو آن است و احترام به خود برايش تابو است.

20- تابوي دروغ گفتن.نه به اين معنا كه  مهر طلب دروغ نمي گويد بلكه اينكه اگر بداند كه دارد دروغ مي گويد با خودش بد ميشود.

21- تابوي مخالفت با پدر و مادر.(كه تابوي شايع بين ايرانيهاست بدليل سلطه جويي خانواده ها).

 

22-تابوي ابراز مهر(چون آنرا گستاخي مي داند).

 

23-با پيشنهادهاي كه باعث رشد،بالندگي و بارز شدن او مي شود مخالفت مي كند.

مثال:

     به پسري كه خوب فوتبال بازي مي كرد پيشنهاد كردند كه       وارد تيم فوتبال مدرسه شود و او رد كرد.

 

 

 

 

 

تابوهاي برتري طلبانه:

 

1-تابوي اشتباه كردن در كار،روابط انساني و نظريات.(نبايد خطا پذير باشد).

2-تابوي اينكه كسي او را فريب دهد.(فقط بايداوآنقدر زرنگ باشد كه ديگران را فريب دهد).

 

3-تابوي استفاده نكردن از ديگران.از هر كس بايد كاري بكشد يا چيزي بگيرد.

مثال 1:

     دوستي داشتم كه هر وقت به خانه ما مي آمد از يك چيزي        خوشش مي آمد و با خودش مي برد.البته الآن كمي اصلاح شده. مثال2:

      رئيسي دائم انتظار داشت كه ديگران برايش خاصه خرجي         كنند و خودش را از حساب ديگران مهمان مي كرد.

 

4-تابو به اينكه وضع زندگيش پايينتر از ديگران باشد.

مثال:

     فردي از ديدن اينكه شخص ديگري وضعش بهتر است مريض مي شد.

 

5-تابوي مهر و عاطفه.برتري طلب انتقام جو اگرمهر و عطوفت به خرج دهد بايد بميرد يا كسي راكه مورد مهر اوست بميراند.

 

6-تابوي عدم اعتماد به نفس.

  برتري طلب اگر عدم اعتماد به نفس داشته باشد خودش را مستحق مرگ مي داند.  

7-تابوي دروغ شنيدن.خودش حق دارد دروغ بگويد ولي اگر كسي به او دروغ بگويد مستحق مرگ است.

8-تابوي پرداختن به جزئيات كارها.

9-تابوي ديدن حسن ديگران.

 

10-تابوي ابراز مهر.(چون احساس مي كنداگر ابراز مهر كند خودش را كوچك كرده).

11-تابوي تك نبودن.

همواره بايد احساس كند تك است و از همه بالاتر.

مثال:

     دوستي داشتم كا ساعت ها وقت صرف خريدلباس، كيف يا كفش مي كردولي به  محض اينكه كسي را مي ديد كه از مشابه آن استفاده ميكند ديگرآن لباسها را نميپوشيد و از آن شخص هم تا حد مرگ بدش مي آمد و مي گفت "اين عنتر راچه به اين غلط ها".

 

 

 

تابوي هاي عزلت طلبانه:

1-تابوي به خاطر سپردن اسم ديگران.

 

   فراموش كردن اسم ديگران ناشي از غرور بي نيازي و از خود    بيگانگي ايست.

2-تابوي كار كردن.

  غرور بي نيازي ديكته مي كند كه من نبايد هيچ كاري انجام     دهم.

3-تابوي ديدن حسنهاي خود وديگران.

  چون دليل براي كناره گيري از آنها نمي ماند.

 

4-تابوي ابراز مهر(چون ارتباطش  را بيشتر مي كند).

 

5-تابوي احساس مهر.(چون انگيخته مي شود كه خود را به وي نزديك كند).

6-تابوي قبول همكاري و ياري ديگران(غرور بي نياز).

 

تابو هاي ناشي از تضاد مهر طلبي و برتري طلبي.

 

وقتي اين تضاد بالا باشد فرداهداف و آرزوهاي دور از دسترس انتخاب مي كند.ولي چون بدون برنامه ريزي دست پيدا نمي كند خود را تخريب مي كند.

مثال1:

دائم با تلقينهائي مثل اينكه اگر موسيقي دان كاملي نشدي بايد زمين شور باشي خود را از پيگيري در مسيري كه به سمت رشد مي رود باز مي دارد.فرد دائم در بين بالا و پائين نگه داشتن خود در نوسان است و انرژي زيادي را از دست مي دهد.

 

مثال2:

نويسنده اي نوشته هايش را به دليل كمال طلبي مهر طلبانه پاره مي كرد . آنچنان عناد به خود پيدا كرد كه خواب ديد كسي كه خودش است آمده كه او را بكشد.

مهرطلبي كه مهرطلبيش كم و نياز هاي سركوب شده برتري طلبانه اش هم كم باشد تخريب خودش كمتر است.

 

عوارض تابو:

1-تابو هاي مهرطلبانه شخص عصبي را كوچك كرده و شبيه روياي شخص مهرطلبي مي شود كه در خواب ديد كه بدنش نصف اندازهْ واقعي اش كوچك شده.

2-تابو در شخص عصبي باعث فقر احساسي مي شود.

 

3-تابو در شخص عصبي باعث مي شود آنچه را كه آنها دستور بدهند (بدانند،قادر به انجامش باشند،احساس كنند،ببينند و يا ندانند،قادر به انجامش نباشند،احساس نكنند،و نبينند).

در واقع او دچاراعوجاج ديد و احساس مي شود.

 

مثال1:

     همكاري داشتم كه بدليل احساس حقارت شديد و عناد به خود      بالا ايراني بودنش را مايه ننگ مي دانست و براي اينكه       احساس كند خيلي غربي است كلاس شناخت موسقي سمفونيك رفته       بودو دائم موسقي سمفونيك گوش مي داد و حتي شادترين نواهاي ايراني او را شاد نمي كرد.

   

مثال2:

      دوستي اصرار داشت كه موسقي ايراني خيلي محزون است و          براي اثبات سرزندگي موسقي غربي يك روز دوستان را به        شنيدن كنسرت پيانوي خواهرزاده اش دعوت كرد.خواهر زاده       اش هم چند آهنگ رمانتيك و محزون را اجرا كردطوري كه همه       به حالت كسلي و رخوت در آمدند و به دليل رودربايستي با       صاحبخانه دم بر نمي آوردند.بالاخره خود صاحبخانه گفت         مثل اينكه خوابتان گرفت و براي تغيير ذائقه و حال           مدعوين شروع به پذيرايي از مهمانها كرد.در اين اثنا         خانمي كه نوازنده خوبي بود رفت پشت پيانو و چند آهنگ        شاد ايراني اجراء كرد طوري كه همه به وجد آمدند و شادو       سرحال شدند و در آخر سر هم گفت اين هم چند قطعه از موسقي محزون ايراني!  

مثال3:

      دوستي كه تمرين گيتار مي كرد اصرار داشت كه چون موسقي        ايراني ربع پرده داردو با آلات غربي قابل اجرا نيست پس       به درد نمي خورد.من با اطلاعات ناقصم از موسقي گفتم وقتي       وجود ربع پرده باعث تبديل شدن آهنگ شاد به محزون و          بلعكس مي شود پس اين يك توانايي بيشتر در موسقي ايراني       است.مثل اينكه بگوييم كه چون مداد رنگي دوازده رنگ در       جعبه شش رنگ جا نمي شود پس مداد دوازده رنگ به درد نمي خورد.   

 

راه هاي رفع تابوها

 

1- خلاقيتي انجام دهيم:

 

بعنوان مثال:

 

1- كار جديدي شروع كنيم

   2- سازي مشق كنيم

   3- هنري ياد بگيريم  

   4- روش زندگيمان را عوض كنيم

   5- نگرشمان را به مسائل عوض كنيم

   6- فكرمان را عوض كنيم. 

 

2-تمرين مهر اصيل به خود وديگران.

3-حسن جوئي از خود و ديگران.

4-تصوير ذهني در مورد انجام دادن كارهائي كه نسبت به آنها تابو داريم (خودرا به بينيم كه با حالي خوش و آرام تابويمان را تجربه مي كنيم).

5-تنهاي به سينما ،رستوران يا تئاتر و طبيعت برويم و از آن لذت ببريم.

6-برنامه ريزي براي استفاده مفيد از ساعت هاي تنهاي كنيم.

7-كوشش در قبول مسئوليت،كار و زندگي.

8-كوشش در قبول ريسك بالاي بيست درصد از توانايي خود بكنيم.

9-كوشش در تجربه كردن مواردي كه نسبت به آنها ترس داريم.

10-كوشش و اهميت دادن به سلامتي و شادابيمان.

11-تعيين هدفهايي با نياز به تواني بيست درصد بالاي توان فعلي امان را جدي بگيريم.

12-هزينه كردن براي سلامتي را تجربه كنيم.

  
حريم شخصي كاربران  |  شرایط استفاده
پرورش نیروی انسانی