جمعه, مرداد 27, 1396
Enter Title
کمينه
چگونه همسر انتخاب کنیم
همانقدر که شناخت رفتار دیگران با ما, انتظارات وتوقعات آن ها از نظر مسائل احساسی از ما مهم است, شناخت نیازها, خواسته ها, علایق, ناتوانی ها وتوانایی ها  وعصبیتهای خودمان نیز مهم است. ابتدا نظری بیندازیم به روند تحول در انتخاب همسر در کشورمان.
روند انتخاب همسر در کشور
در گذشته های دور انتخاب همسر برای جوانان توسط پدر و مادر ویا بهتر بگوییم توسط پدر انجام می شد. جوانها هم اغلب به این انتخاب راضی بودند وزندگی می کردند. البته در این بین بودند کسانی که از زندگیشان نا راضی بودند. و ناچار به طلاق می شدند. بعضی با همه مشکلات به خاطر بچه هایشان می سوختندو می ساختند. بعضی هم اصولا حقوقی برای خود نمی شناختند که در پی احقاق آن تلاش کنند. وبالاخره بعضی دیگر که حتی اگر حقوق خودرا میشناختند به دلیل عدم تامین مالی مجبور بودند با آن شرایط طاقت فرسا بسازند ودم بر نیارند.
در نسلهای بعدی پسند جوانها هم به این انتخاب اضافه شد وهر چند که خانواده ها انتخاب می کردند ولی جلب رضایت فرزندان نیز شرط بود. در این دوران خانم ها ضمن اینکه بیشتر به حق وحقوق خود آشنا شده بودند, نسبت به قبل استقلال مالی بیشتری هم پیدا کرده بودند. ولی در مشکلات خانوادگی قبل از اینکه به طلاق فکر کنند, به دنبال راه حل می گشتند و زندگی ها دوام بیشتری داشت.
در نسل حاضر جوان ها هستند که انتخاب می کنند ودر بسیاری از موارد انتخاب خودرا به خانواده هایشان تحمیل می کنند. نه تنها انتخابشان را تحمیل می کنند بلکه شرایط دور از عقل و بعضا ظالمانه ای را به خانواده هایشان تحمیل میکنند.
حال سئوال مهم اینستکه
آیا اکنون که جوانها خود انتخاب می کنند زندگی های زناشویی موفق تر است؟
من خانواده هایی را می سناسم که برای پرداخت مهریه عروسی که حتی دو ماه با پسرشان زندگی نکرده مجبور شده اند خانه اشان را بفروشند وبروند اجاره نشینی تا پسرشان به زندان نیفتد. در حالیکه عروس خانم خیال طلاق گرفتن هم ندارد.
یا خانوادره هایی را می شناسم که برای تهیه جهیزیه دخترشان خانه را فروخته ورفته اند اجاره نشینی. یا برای اینکه داماد پولدار تر ویا با موقعیت بهتر پیدا کنند, خانه اشان در یک محله متوسط را فروخته ورفته اند یک محل بالاتر رهن یا اجاره نشینی.
از بین سه دوره فوق, به نظر شما کدام دوره موفق تر بوده وزندگی ها یشان پایداری بیشتری داشته ومهر ومحبت بیشتری در آن حاکم بوده؟
بنا به تجربه شخصی من نسلی که روی کاندیداهای خانواده پسند می کردند از درجه سلامتی بیشتری برخوردار بودند. حال بهتر است به بر رسی حسن و عیب هر یک از سه دوره فوق به پردازیم.
در نسل اول هرچند که جوان ها به انتخاب خانواده گردن می نهادند ولی آنچه که آنها را به هم پیوند میداد, یا قبول تقدیر بود یا با هم انس و الفتی می یافتندو در موارد نادری نیز عاشق یکدیگر می شدند و یا از هم طلاق می گرفتند. البته بیشتر خانمها سازگاری می کردند. چون آقایان این فرصت را داشتند که تجدید فراش کنند.
در نسل دوم که خانواده ها کاندید می کردند و جوانها می پسندیدند, یک حسن بزرگ وجود داشت. بخصوص که اغلب خانواده ها خیر وصلاح فرزندشان را می خواستند. به همین دلیل کاندیداهای خودشان را از بین خانواده هایی که از نجابت سلامت برخودار بودند و همفکر ودر حد واندازه خانواده خودشان بودند انتخاب می کردند. این امر باعث می شد که به طور خودبخود عوامل اختلاف, کاهش یابد. البته در آن دوره هم بودند خانواده هایی که به دلیل بلند پروازی و یااز روی عصبیت برای فرزندانشان کسانی را کاندید می کردند که اغلب مساله ساز می شد, ولی عمومیت جامعه درست عمل می کردند.
در نسل فعلی جوانها اصرار دارند که انتخاب کننده و تصمیم گیرنده خودشان باشند واغلب هم همین کار را می کنند, و به نوعی تقلید کننده آزادی عمل جوان های غربی می شوند. ولی وقتی مساله ازدواج جدی شد, ناگهان خواستار اجرای تمام سنت های قدیمی در یک حجم چندین هزار برابری می شوند.
نسل قبلی سعی می کردند که با حداقل های زندگی شروع کرده وبه تدریج تلاش می کردند تابرای خودشان زندگی را بسازند. وهمین, لذتی به آن ها میداد که زندگی را پربارتر می کرد. نسل فعلی در مرحله انتخاب مقلد غرب است ولی در مرحله عمل ناگهان سنتی می شود. واین تضاد خود به بار آورنده مشکلات عدیده است. حال شما بلند پروازی و عصبیت را هم به آن اضافه کنید, آنوقت مصائبی به بار می آید که گاهی به نابودی یکی ویا دو طرف منتهی میشود. حال به بررسی نقش عصبیت در انتخاب به پردازیم.
نقش عصبیت در انتخاب
دیدن اینکه چه کسانی نظر مارا جلب می کنند بسیار مهم است. چطور این کار را انجام دهیم.
ابتدا لیستی از تمام آدم هایی که با آن ها به نحوی در ارتباط هستیم تهیه کنیم. وسعی کنیم حتی الامکان صادقانه وبیطرفانه خصوصیت هر یک از آن ها را از دید همسر بودن بررسی کنیم. سپس این خصوصیت ها را با گروه های دسته بندی شده زیر مقایسه کنیم:
خصوصیتهای گروه یک
الف:
زیباو خوش تیپ
خوش هیکل
طناز و دلفریب
شاد و سرزنده
مجلس آرا
اهل گردش وتفریح
شیک پوش وبرازنده
ب:
من را به هیجان می آورد
پولدار
از خانواده اشرافی
صاحب مقام وموقعیت عالی
یک موجود استثنایی
خصوصیتهای گروه دو
الف:
قدرتمند
بااراده و محکم
تصمیم گیرنده
قاطع وتعیین کننده
ب:
متکبر و متفرعن
یک دنده و غیر قابل انعطاف
بی توجه
بی گذشت
گاهی انتقامجو
ضعیف کش
خصوصیتهای گروه سه
الف:
نرم وحرف شنو
شکننده و نیازمند مراقبت
عاشق و شیدا
سرویس دهنده و مطیع
با گذشت بی حد
کاری وفعال برای اجرای دستورات و خواسته های دیگران و تنبل در انجام امور مربوط به خود.
ب:
بی عرضه و دست وپا چلفتی
متکی به دیگران
نیازمند مراقبت
بی هدف و بی تصمیم
خصوصیتهای گروه چهار
الف:
خونسرد وبی خیال
بی تفاوت و بی احساس
بی توجه
تنبل وبی اراده
مردم گریز
گریزان از ارتباط نزدیک
ب:
اهل گردش و تفریح زیاد
هوسباز و دمدمی مزاج
بی هدف و باری به هر جهت
خصوصیتهای گروه پنج
الف:
ساده و متین پوش
مسئول وپیگیر
اهل همکاری وهمفکری
باگذشت
محترم ورعایت کننده احترام دیگران
محب
پر تلاش
 
ب:
خیلی منطقی
خیلی جدی
خیلی منضبط
خیلی مقرراتی
هریک از این گروه ها جاذبه های خودشان را دارند. ولی به بینیم هر یک از این گروه ها به چشم چه کسی جذاب آمده و برای چه مدت و چه نوع زندگی, شیرین وجذاب وسازنده هستند؟
1 - اگر خصوصیات فردی که می پسندیم صرفا در گروه یک دسته الف است, ضروری است که در مورد عزلت طلبی های خودمان باز نگری کنیم. واگر گروه یک دسته ب است, ضروری است که در مورد برتری طلبی های خودمان باز نگری کنیم.
اگر انتخاب ما گروه اول است پش حتما شروع شیرین وپر جاذبه ای داریم. ولی اگر با دسته الف ازدواج کرده ایم و به مشکلاتی در زندگی برخورد کردیم آیا ادامه این خصوصیتها به ما کمکی می کند؟ یا بر عکس مزاحم زندگیمان می شود؟
اگر قرار باشد که این آدم فقط و فقط در بند ظواهر زندگی باشد, پس در مصائب ومشکلات یار و یاور ما نخواهد بود مگر اینکه بخشی از خصوصیات گروه پنجم دسته اول را داشته باشد. یعنی بتواند در این مواقع از ظواهر زندگی گذشته وبه تلاشش اضافه کند. به شرط اینکه خود ما هم قدر شناس گذشت او بوده واز اینکه در شرایط جدید نمی تواند در دسته اول قرار گیرد از او منزجر وفراری نشویم.
اگر فرد مورد نظر ما از گروه یک دسته ب است و در برهه ای از همه آنچه که داشته بی بهره شود آیا باز هم زندگی برای ما شیرین است؟ یا فکر می کنیم که اصلا از روز اول این فرد تکّه ی مانبود وما در انتخاب او اشتباه کرده ایم.
2 -  اگر فرد مورد نظر ما در گروه 2دسته الف است قبل از هر چیز لازم است که روی مهرطلبی های خودمان کار وبررسی کنیم.
سپس به سنجیم که آیا باید یک عمر با کسی سر کنیم که حرف حرف خودش است و توجهی به خواسته ها و عواطف دیگران ندارد؟ این وضع تا کی قابل تحمل است؟ آیا همیشه او باید بخواهد وبفرماید, و مااطاعت کنیم و فرمان ببریم.
 اگر فرد مورد نظر ما از گروه 2 دسته ب است که حتما باید به طور جدی روی مهرطلبی های خودمان کار کنیم, چون علاقمند شدن به کسی که  صفت بارزش کبر, غرور و انتقامجویی است حتما بیانگر مهرطلبی شدید در ماست.
 3 -  اگر فرد مورد نظر ما در گروه 3 است لازم است که روی برتری طلبی های خودمان کار وبررسی کنیم.
شاید زندگی کردن با یک آدم حرف شنو وبی حد با گذشت در اوایل زندگی جذاب باشد, ولی کم کم توقعات ما بالا رفته و تمام سرویس دهی وگذشت آن آدم می شود وظیفه اش وما فراموش می کنیم که او هم هست و نیازها وخواسته و احساساتی دارد. در نتیجه نادیده اش می گیریم واین می شود اول مصیبت و فراری شدن ما از زندگی مشترک. به خصوص اگر عاشق دسته ب از گروه 3 باشیم.
4 - اگر خصوصیات فردی که می پسندیم صرفا در گروه 4 است, ضروری است که در مورد عزلت طلبی و مهرطلبی های خودمان باز نگری کنیم. گویی ما موظفیم یک آدم درمانده را مدیریت کرده و به زندگی برگردانیم.
دوستی داشتم که با یک فرد معتاد دوست شده بود و می گفت من باید کمک کنم که او ترک کند. حتی هرچه آن قرد کناره می گرفت او مشتاق تر می شد. فقط شانس آورد که خودش معتاد نشد.
5 - اگر خصوصیات فردی که می پسندیم در گروه 5 است باید به خودمان تبریک به گوییم چون آدم سلامت تری را برگزیده ایم وانتظار زندگی پر دوام تر و متعادل تری رامی توانیم داشته باشیم.
البته بسیار پیش می آید که افراد هر یک از این گروه ها خصوصیت ویا خصوصیتهای از گروه های دیگر را نیز داشته باشند, مثلا در کنار خصوصیت متین و مسئول بودن خیلی شیک پوش و تو دل برو هم باشند. خوب چه بهتر که فرد مورد نظر در کنار خصوصیتهای اصیل از جذابیتهای دیگر هم برخوردار باشد.
گاهی ممکن است که فرد قبل از ازدواج خصوصیات دیگری را نشان دهد ولی بعد از ازدواج چهره عوض کند. این مورد نشان دهنده انتخاب نا پخته ما است که نتوانسته ایم طرفمان را خوب محک زده وبشناسیم.
راهکار مهم:
فارغ از اینکه چه انتخابی کرده ایم, اگر در مورد انتخابمان گوش پند پذیر داریم یعنی قادریم که نظر دیگران در مورد انتخابمان را بررسی کنیم, که این نشان از سلامت حال ما در انتخابمان دارد, در غیر اینصورت باید به پذیریم که تابع احساس و عصبیت عمل کرده ایم.
 

 

  
حريم شخصي كاربران  |  شرایط استفاده
پرورش نیروی انسانی