جمعه, مرداد 27, 1396
Enter Title
کمينه
2)        مي دانيم كه انجام هر عملي انگيزه انجام آنرا تحكيم مي كند. يعني وقتي تصميم مي گيريم كه مكتوب واكنش سنجي، رنجش زدايي، حسن جويي،و غيره را انجام دهيم در خود شناسي انگيخته تر وجدي تر مي شويم.
ابعاد بسياري از امور زندگي وبخصوص خودشناسي به سادگي و فقط با فكر كردن وذهني عمل كردن روشن نمي شود. چراكه تصاوير ذهني در ذهن و ناخود آگاه ما طوري عمل مي كنند كه ديد مارا به خودمان ثابت كنند.
3)        بانوشتن تضادها، آزار ذيحقي، اضطراب ها، غرورها وغيره را كشف مي كنيم.
4)        تعبير رويا با نوشتن امكان پذير مي شود.
5)        اطلاعات ما با نوشتن از حافظه كوتاه مدت به حافظه بلند مدت انتقال پيدا مي كند.
6)        با نوشتن مي توان تداعي معاني كرد. چرا كه بانوشتن يك مورد بسياري موردهاي ديگر به يادمان آمده و اين تداعي معاني كمك بزرگي به پيشرفت سنجي و اصلاح تصوير ذهني ما مي كند.
7)        با نوشتن مسائل احساسي ما كه ريشه در ناخودآگاهمان دارد به ذهن منطقي آورده شده و ذهن منطقي مي تواند براي ذهن ناخوآگاهمان برنامه ريزي كرده وتعيين خط مشي نمايد.
8)        در فن بيان با نوشتن، ضمن اينكه توان و مهارت محدود كردن صحبتمان به يك بازه زماني معيين را پيدا مي كنيم، سرعتمان در استفاده از گنجينه لغاتمان نيز زياد مي شود، واز اطاله كلام كه براي شنوندگان خسته كننده است رها مي شويم.
9)        با نوشتن تفكرمان نظم پيدا كرده وذهن منطقيمان از آشفتگي نجات پيدا مي كند و سامان مي گيرد. ضمنا تمركزمان زياد شده و بهتر با واقعيات روبرو مي شويم.
10)   چون چشم بيست برابر گوش اطلاعات به مغز مي برد، با نوشتن مي توانيم به مفاهيم سنجيده تري از كشف درون نائل شويم.
11)   نوشتن انديشه هاي فرار و گذرا رانگه ميدارد.
12)   وقتي مي نويسيم قدرت توجيهات ذهني كم شده وبيشتر دنبال ربط منطقي مسائل مي گرديم. واحساسهاي پراكنده كه فرد راگول مي زند و دچار اعوجاج ديد مي كند، كارآئي خود را از دست داده ومنطق شخص فرصت عمل پيدا مي كند.
13)   نوشتن باعث مي شود هرچه را كه در ارتباط باواقعه مورد نظر است، نوشته و روي آن كار كنيم و مورد را همه جانبه بررسي كنيم.
14)   با نوشتن خودمان را واقع بينانه تر وهمان طور كه در عمل هستيم مي بينيم.
15)   بانوشتن متوجه مي شويم كه در دو دنياي واقعي ومجازي به سر ميبريم.
16)   نوشتن به ذهن اميد رسيدن به جواب را ميدهد در نتيجه از اضطراب وسرگشتگي نجات پيدا مي كند. عدم توانايي در رسيدن به جواب ذهن را مضطرب مي كند.
17)   با نوشتن به مفهوم احساساتمان پي مي بريم.
18)   منظور از نوشتن اين نيست كه حتما مورد را در كلاس بگوييم. چو ن اين امر خود باعث اضطراب و ترمز در نوشتن مي شود. هدف از نوشتن كمك به خودشناسي است.
19)   نوشتن پلي است بين خودآگاه و ناخودآگاهمان.
20)   با نوشتن تخليه دروني شده و آرامش پيدا مي كنيم.
21)   وقتي مي نويسيم آلاممان تخفيف پيدا مي كند. مثل اينكه با كسي درد دل كرده باشيم.
22)   معمولا در مورد مسائل ديگران منطقي تر عمل مي كنيم، ووقتي مسائل خودمان را مي نويسيم انگار مي خواهيم مسئله ديگري را حل كنيم منطقي تر مي شويم.
23)   با نوشتن مي توانيم يك مسئله را بارها و بارها بررسي كنيم.
24)   مي توانيم مسائلي را كه نمي توانيم با كسي مطرح كنيم به نويسم.
25)   با نوشتن مي توانيم هر مسئله بغرنجي را به اجزاء آن تفكيك كنيم. چون ذهن مسائل ساده شده را به راحتي و با كمترين اضطراب حل مي كند.
 
  
حريم شخصي كاربران  |  شرایط استفاده
پرورش نیروی انسانی